سه شنبه 6 مرداد 1394  10:35 ب.ظ
نوع مطلب: (عشق یعنی تو ،دل نوشته ،) توسط: فر ناز

چن وقت پیش از طریق یکی از دوستام ادد شدم تو یه گروه تلگرامی. بعد حالا گروه چی بود؟! گروه بجه های راهنمایی. وایییییی. اصن یکهو یه سری خاطره از 10-12 سال پیش زد تو سر و صورتم. لپ کلام اینکه قرار بیرون گذاشتیم و اینکه همدیگه رو ببینیم. جای همگی خالی رفتیم شام پلادیوم فودکورتش یه چیزی خوردیم.حالا هی میگن پالادیوم پالادیوم گفتیم بریم ببینیم چه خبره پالادیوم ندیده از دنیا نریم. قبلا دو سه بار رفته بودم اما رستورانشو نرفته بودم. بدک نبود اما همچین چیزیم نبود. اما از همه بهتر دیدن دوستان بود. وای وای. اصن انقد قیافه ها عوض شده بود. انقد همه یه دافایی شده بودن واسه خودشون که نگو! به قول پگاه یه سیخ جیگر :)))) بعد از کلی خل و چل بازیو هزار جور عکس انداختن دیگه تا 10-10:30 بودم و بعدش رفتم خونه. حالا ماجرا تازه شروع شد. من اومدم درو ببندم. پنجره پایین بود از همون قسمت داشتم درو هل میدادم که یه دردی پیچید تو تنم. اصن نفهمیدم فقط جیغ میزدم. بابام هول کردم میگه چی شد؟ گفتم دستم دستم! وای نگو حواسش نبوده پنجره رو زده بالا. من که گفتم اصن انگشتم قط شد. وای وای چه دردی. خیلی خدا رحم کرد بهم. دقیقن روی بند انگشتمم شده بود. الان سه روز گذشته و سر انگشتم تقریبا بی حسه. ناخودآگاه چیزی به اون انگشت بخوره یه حالی میشم. اما همش میگم خدایا شکرت. ممکن بود قط شه. همین که هنوز سر جاشه و باز و بسته میشه خیلی جای شکر داره. خلاصه که اصن اون همه بیرون رفتنو اون برنامه یه طرف این هم یه طرف. حالا مامان بند کرده که نظرت کردن. چی بگم والا؟ خودمم اعتقاد دارم به این قضیه. یه پولی واسه صدقه کنار گذاشتم. بعضیا خیلی انرژی منفی دارن. من خودم اصن اهل پز دادن نیستم اما ممکنه یکی یه چیزی به چشمش بیاد و فک کنه چرا این داره و من ندارم. چه بدونم. خلاصه که سرم گرمه. حسابی هم گرمه
-------------------------------------------
پ.ن ا: عنوان از اسم یه فیلم گرفته شده.
پ.ن 2: سه شنبه همان سه شنبه اما موری جایش با کس دیگه ای عوض شده.
پ.ن 3:


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر