پنجشنبه 15 مرداد 1394  12:09 ب.ظ
نوع مطلب: (روزنویس ،) توسط: فر ناز

بابا بزرگم همیشه تو ذهن من مردیه که جیباش پر آجیل و آب نبات قیچیه. همیشه بچه که بودیم با هم پارکی جایی میرفتیم دست میکرد تو جیبش یه مشت آجیل درمیاورد میگفت بیا بابا بخور جون بگیری الانم همون طوره. مهربونه و خیلی خوش قلبه. آدم ساده ایه. این 7-8-10سال اخیر چشمش خیلی درست نمیبینه. با اینکه چندین بار عمل کرده اما انگار همه چیزو محو میبینه. شنبه رفته بوده بانک کاراشو انجام بده. بعد که بیرون میاد یه آقایی میاد جلوشو شرو میکنه به ماچ و روبوسی که وای چه خوب من شما رو دیدم و شما منو نشناختین؟ من از فامیلای پدریتون هستم  بابا بزرگ منم ساده شروع میکنه به خوش و بش حرف زدن. دیگه طرف تعریف میکنه که تصادف کرده و 680 تومن پول میخاد باباش گفته خونه ی بابابزرگم نزدیکه تو برو ازشون پول بگیر. این بنده خدام میکه باشه بابا جون ایرادی نداره بیا خونمون بهت پولو بدم. خلاصه طرفو میاره تو خونه و بهش پول میده و اونم سریع تا میگیره میکه آقا راستش من خسارتم 4 میلیونه اما به شما گفتم فلان قد. بابا بزرگم میگه من الان بیشتر از این ندارم حالا شما کارتو را بنداز تا بعد. خلاصه طرف در طرفه العینی پولو میگیره و د برو که رفتی. ما که خبردار شدیم اصن داشتیم سکته میکردیم از ترس. مامانم میگه آخه بابا چرا راش دادی تو خونه؟!!! و در جواب میشنوه که بابایی گفته آخه پسر احمد آقا اینا بود. حالا بیا و ثابت کن که اون آدم 15 ساله رفته استرالیا و نه خودش نه پسراش حداقل 10 ساله بابا بزرگ منو ندیدین چه برسه به اینکه آدرس خونشو بدونن و ...
هر چی به پدر بزرگم میگیم این دزد بود باورش نمیشد. یکی دو روزی که گذشت تازه انگار متوجه شد خیلی آروم شده بود دیگه اصن ما هم که در موردش حرف میزدیم ناراحت میشد ولی بازم قبول نمیکرد که ممکنه اشتباه کرده باشه. هی به فامیل زنگ میزد میپرسید احمد کجاس؟ پسرش چیکار میکنه؟ تا اینکه کم کم دوزاریه افتاد که بعله اون آقا دزد تشریف داشتن. 
نگرانشونم. دزده خونه رو یاد گرفت. بابا بزرگم اصرار داره که کاراشو خودش به تنهایی انجام بده و میخاد بره بیرون به هیچ کس نمیگه. الانم یه دو ساعتیه رفته آدم چرا پیر میشه اینجوری میشه آخه؟


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 15 مرداد 1394
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.