جمعه 31 اردیبهشت 1395  05:54 ب.ظ
توسط: فر ناز

نکته ی زیبا و مشترک بین تمامی شرکتهایی که برای مصاحبه تا الان رفتم و بعد هم جوابی ازشون نشنیدم این بوده که آفرین چه رزومه ی خوبی داری، معلومه خیلی درسخون بودی فقط ما الان با مهارتها و تخصص شما کاری نداریم. ایشالا پروژه دستمون بیاد خبرتون میکنیم. بابا حداقل یه دروغ دیگه بگین. یا نه اگر دروغگوی خوبی هم نیستین بیاین و عین آدم بگین عزیز دل ما بیشتر دوست داشتیم شما یه پارتی تو وزارتخونه ای جایی داشتی که کار ما رو راست و ریس میکرد که اونم نداری. والا. حالا انگار پروژه ی مرتبط بگیرن ما رو خبر میکنن. 
------------------
پ.ن 1: فقط تو وبلاگ آگهی نزده بودم که میزنم.
پ.ن 2: کتابهامو خریدم. رفتم بوکلند و ازونجا گرفتم. طبق معمول یه سری از چیزهایی که میخاستم تموم شده بود و من به صورت خودجوش کتابهای دیگه ای پیدا کردم که اتفاقن به نظر جالب میومدن. تا الان یکیشونو شروع کردم به خوندن. کم کم میام و در موردش توضیح میدم.


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر