یکشنبه 16 خرداد 1395  10:42 ب.ظ
نوع مطلب: (خلقیات من ،) توسط: فر ناز

دخترهایی هستند که از کار کردن و درس خواندن نه تنها لذت میبرند که به هیچ وجه هم حاضر نیستند استقلالشان را از دست بدهند. دخترهایی که صبح زود بیدار میشوند، به جای 1 ساعت آرایش و ور رفتن با صورت و قر و قمبیل به کرم ضد آفتاب قناعت می کنند و عصر که بر میگردند از شدت خستگی به کارهای دیگری نمیرسند. همان چای مطبوع آخر شب و بعد هم نهایتا یک مطالعه ی کوچک بهترین لذت دنیاست. اما بعد یک روز وقتی یک همکلاسی تنبل دوران دبیرستان را می بینند که با همسر جانش در حال ویراژ رفتن در خیابان است و نه تنها دغدغه ی کار و بیمه و ... را ندارد که هیچ، با قبل هم 180 درجه تغییر کرده است برایشان سوالات فلسفی پیش می آید. چیزهایی شبیه اینکه نکند مسیر را من اشتباه رفتم؟ نکند قرار نیست کسی عاشقم شود؟ نکند دیگر انقدر رفته ام که آرامشم را در دست هیچ مردی پیدا نکنم و همیشه ی خدا همین باشد که هست؟ و از این دست سوالات.
دخترهایی هستند استقلالشان را دوست دارند. مسیرشان را هم برنمیگردند چون جور دیگری بلد نیستند زندگی کنند. فقط ای کاش آدم خوبی سر راهشان بیاید. چون نبودش مثل یک تیغ در گلوی آدم فرو میرود.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 16 خرداد 1395
  • برچسب ها:شب فراق ،
نظرات()   
   
حمیدوو
دوشنبه 17 خرداد 1395 08:10 ق.ظ
بنظرم واژه زن یا دختر شایسته همین جماعت مستقل است. دسته دوم تقریبا کاری شبیه تن فروشی کردند. گیریم سنت و دین چیز دیگری میگویند اما جامعه امروز ما یعنی تلاش های بزرگ برای رسیدن به چیزهای کوچک
موفق باشید
پاسخ فر ناز : تلاش های بزرگ برای رسیدن به چیزهای کوچک؟ خوبه باز نگفتی چیزهای به درد نخور
مرسی تو هم موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر