تبلیغات
فرناز نوشت - مطالب خسته طور
سه شنبه 14 اسفند 1397  11:41 ب.ظ
نوع مطلب: (خسته طور ،) توسط: فر ناز

با یک حصار شیشه ای خودم رو از بقیه جدا میکنم. میخندم اما از درون گریه میکنم. قلبمو توی دستم میگیرم و ترجیح میدم مسیرمو ادامه بدم.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 14 اسفند 1397
نظرات()   
   
دوشنبه 29 بهمن 1397  10:04 ب.ظ
نوع مطلب: (خسته طور ،) توسط: فر ناز

به بغضی که گاه و بیگاه، سر کار، توی راه، توی خونه، موقعی که داری میخوابی، موقعی که داری پا میشی، حتی موقعی که خودتم حوصله خودتو نداری زل میزنه تو چشماتو بهت میخنده چی میگن؟ بعد فکر میکنم اهمیتی نداره اسمش چیه، شما صداش کنه بنفشه، پری، اکبر آقا بقال. هر چی که هست چیز بدیه. خیلی بد. لامصب انصاف نداره. دین و ایمون نداره. کار و زندگیشو ول کرده یه مدته چسبیده و خر منو گرفته. انگار نه انگار من واسه خودم زندگی دارم. هر چند اکثر اوقات این دوستمون برندست و منم که با اشکام تنها میمونم.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 29 بهمن 1397
نظرات()