سه شنبه 26 آذر 1398  11:45 ب.ظ
نوع مطلب: (فرناز کوچولو ،عمه خانم ،) توسط: فر ناز

یه حرفایی هست خیلی تو گوش میمونه. مثلا خدا بیامرز مادر بزرگم بچه که بودیم وقتی میدید من غذا رو نمیخورم و برنجام ته بشقاب مونده بهم میگفت فرشته ها به پات مینویسن که غذاتو نخوردی :) حالا من  در عالم بچگی نمیفهمیدم فرشته چیه نوشتن چیه ولی این جمله به یادم مونده. انگار یه تهدید بزرگی بوده برام اون موقع. نکنه برام چیزی بنویسن من بیفتم تو هچل. چند روز پیشا برادرزادم غذاشو نمیخورد یاد این جمله افتادم ناخودآگاه گفتم اگه حاج خانم (ما مادربزرگمونو به این اسم صدا میکردیم) زنده بود الان بهت اینو میگفت. خودم خندم گرفت. هم به حرفی که زدم هم ازینکه من خودم دارم ادای آدم بزرگا رو درمیارم به یکی دیگه امر و نهی میکنم. روزگاریه.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 26 آذر 1398
نظرات()   
   
جمعه 3 اسفند 1397  08:33 ب.ظ
نوع مطلب: (فرناز کوچولو ،) توسط: فر ناز

برای تو مینویسم که خزیدی تو یک پستو و توی خودت گوله شدی. تویی که فکر میکردی تلاش بیشتر و زحمت بیشتر یعنی موفقیت. تویی که خیلی وقتها نتونستی حرف بزنی و حرفاتو میخوردی. بعضی وقتا فکر میکنم چقدر آخه بدجنس بودم باهات من. چه طور دلم میومد. امیدوارم یه روز خوب بیاد و توی اون روز بتونی منو ببخشی. 


  • آخرین ویرایش:جمعه 3 اسفند 1397
نظرات()   
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic