جمعه 18 فروردین 1396  10:16 ب.ظ
نوع مطلب: (اتفاق مهم ،) توسط: فر ناز

اون روزی که الکی الکی این وبلاگو زدم فکر نمیکردم بخوام جدی دنبالش کنم. که بخوام تولد 3 سالگیشو بگیرم. 17 فروردین 93 بود. دقیقن یه روز بعد از تولد خودم. اصن حال خوبی نداشتم. نمیدونم چرا. به خاطر دو دوتا چهارتایی که آدم دور و برای گذر یک سال دیگه از عمرش میکنه یا چیز دیگه... اما هر چی بود دیدم دیگه نمیتونم حرفامو تو خودم نگه دارم. دوست دارم بنویسم. دوست دارم با بقیه در میون بذارم. و حالا از نتیجش خوشحالم. یه وقتا که میام و مرور میکنم خاطراتمو از خوندن یه سری خاطرات خوشحال میشم و از یادآوری یه سریها هم طبیعتا ناراحت. بازم جای شکرش باقیه که خوشیها، که خاطرات خوب بیشتری این وبلاگ برام ساخته. 
کمتر مینویسم. اما میرم و میام. سر میزنم. اینجا خونمه.


پ.ن: 1- یه موقع هم دوست داشتم یکی نوشته هامو دنبال کنه. نبود. نیست. به جهنم. :)
2- مورد بالایی خیلی عصبی بودا. اصلا حوصله شوخی نداشت.
3- مروح کن دل و جان را.


نظرات()