یکشنبه 12 اردیبهشت 1395  11:03 ب.ظ
نوع مطلب: (ویرایش نشده ،) توسط: فر ناز

فک میکنم اگر قرار باشه کسی توی زندگیم بیاد باید حداقل یه شرط توی رابطمون بزارم. اونم اینه که یا از طریق شبکه های اجتماعی با هم ارتباط نداشته باشیم  و کلا همه ی اپ ها از تلگرام و اینستاگرام و .... غیر فعال کنیم. یا اگرم قراره همچنان فعالیت مجازیمون ادامه پیدا کنه انقدر تو واقعیت با هم در ارتباط باشیم که اونجور پیامها اصولن به چشم نیاد و سهم تعیین کننده ای تو رابطه نداشته باشه. در غیر این صورت یه شرایطی پیش میاد که شما جیک و پیک طرفو میدونین و تو ذهنتونم ازش خوشتون میاد اما حتی طرز حرف زدنش حالتونو بهم میزنه. یا مثلا اینکه حوصله ندارین برای رابطه وقت بزارین. خب چه کاریه. بعدشم انقدر هر کس توی زندگیش گرفتاری داره و مشکلات هست که انگار آدمها فقط دنبال بهونه ای برای تموم کردنن نه شروع.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 12 اردیبهشت 1395
  • برچسب ها:him ،relationship:) ،
نظرات()   
   
پنجشنبه 22 بهمن 1394  11:05 ق.ظ
نوع مطلب: (مونولوگ ،) توسط: فر ناز

ژان مارک اصرار می ورزد. شانتال سرانجام می گوید: مردها دیگر برای دیدن من سر بر نمیگردانند.
ژان مارک او را می نگرد، در حالی که از درک آنچه شانتال میگوید، آنچه میخواهد بگوید، ناتوان است. شانتال غمگین است زیرا مردها برای دیدنش سر برنمیگردانند؟ ژان مارک می خواهد بگوی: و من؟ و من؟ من که کیلومترها در پلاژ دنبالت میگردم من که اشک ریزان نامت را فریاد میزنم و قادرم سراسر کره ی زمین به دنبالت بدوم؟
ژان مارک این سخنان را به زبان نمی آورد.


هویت---> میلان کوندرا---> پرویز همایون پور
هدیه ی دوست خوبم الهه


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 22 بهمن 1394
  • برچسب ها:him ،
نظرات()   
   
شنبه 19 دی 1394  06:17 ب.ظ
نوع مطلب: (عشق یعنی تو ،) توسط: فر ناز


  • آخرین ویرایش:شنبه 19 دی 1394
  • برچسب ها:Him ،
نظرات()